سديد الدين محمد غزنوى

3

مقامات ژنده پيل ( فارسى )

آراسته بشريعت و سنت ازين شيخ الاسلام شنيدم ، و بلندتر و هويداتر و روشن‌تر ازين مهتر دين و پيشواى اهل يقين نديدم ، و مرا از آن چندان فوائد بود كه نبشتن آن ممكن نگردد . خواستم كه تا از احوال اين مهتر دين شمه‌اى ياد كنم و بنويسم تا يادگارى باشد مر دوستان را ، و مريدان و طالبان را در راه حق غم‌گسارى باشد ، و خوانندگان را و نگرندگان را يادگارى . و هر درويشى كه از سالكان راه حق باشد و او را حقيقتى دامن گرفته باشد ، چون اين سخنان از ولايت اين دوست بشنوند و از مقامات اين صدر رفيع ، دعاء خير يادگار ماند . اكنون با سر سخن شويم كه اول كه من در خدمت اين صدر رفيع رفتم و ياران را بسوى سفر حجاز گسل كردم و من در خدمت او مقام كردم تا ايشان باز آمدند ، مرا گفتند : خيز تا برويم كه چون ما به خانه رويم و تو نباشى خويشان و مردمان را دل‌مشغولى آرد . گفتم : شما برويد و خويشان مرا بگوئيد كه محمد در خدمت شيخ الاسلام مقام كرد . ايشان برفتند ، و من آنجا مىبودم و فوائد مىگرفتم ، تا چنان شد كه هفت بار بغزنين رفتم و باز آمدم ، كه نه در شهر خويش قرار مىيافتم و نه در جاى ديگر مقام مىتوانستم كرد . و چون به خدمت شيخ الاسلام بودمى آن سخنان او مىنوشتم و از افعال و احوال و اقوال او هيچ فرونمىگذاشتم هرچه مىديدم همه در عين صفاوت و كرامت و حقيقت ديدم . هر جاى كه رفتمى و به نزديك هركه رسيدمى آن احوال او باز مىگفتم . همه را از آن نيكو مىافتاد و مرا نيز سود مىداشت و نيك مىافتاد . توقع آنكه دوستان و مريدان و مخلصان را نيك افتد و ما را بدعاء خير ياد دارند ان شاء اللّه تعالى .